محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

355

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

آموزه‌هاى قرآن نيز ، دل‌ها و خردها را مخاطب قرار داده و دليلى ديگر بر اعجاز اين كتاب آسمانى هستند . در بررسى اعجاز قرآن سزاوار است ، ابتدا به سراغ محتواى بلند و مضامين انسانى آن برويم و سپس از اخبار غيبى آن ياد كنيم و در پايان ، به مباحث شكل و اسلوب قرآن بپردازيم . ( و دواء دائكم و نظم ما بينكم ) قرآن درمانى از درد نادانى و گمراهى است و زندگى تك‌تك انسانها را سامان داده و بهتر مىگرداند . درمان قرآن همان اصول اعتقادى و احكام شريعت و ارزشهاى اخلاقى آن است . ( فعند ذلك لا يبقى بيت مدر و لا و بر إلّا و أدخله الظّلمة ترحة و أولجوا فيه نقمة فيومئذ لا يبقى لهم في السّماء عاذر و لا في الأرض ناصر ) امام عليه السّلام از دولت امويان و طغيان و فساد آنان ياد مىكند . بخارى در حديث از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل مىكند كه گروهى از قريش سبب هلاكت امتش خواهند شد . « 1 » علماى حديث اين گروه را امويان دانسته‌اند . ابن ابى الحديد نيز در شرح اين خطبه مىگويد : « روايات فراوانى از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله نقل شده كه خبر ظهور دولت بنى اميه را داده و آنها را نكوهش مىكند . » « 2 » در كتب تفسير نيز منظور از فتنه و درخت نفرين‌شده در آيه زير ، بنى اميه دانسته شده است : « هنگامى را كه به تو گفتيم به راستى پروردگارت بر مردم احاطه دارد و آن رؤيايى را كه به تو نمايانديم و [ نيز ] آن درخت لعنت‌شده در قرآن را جز براى آزمايش مردم قرار نداديم و ما آنان را

--> ( 1 ) . صحيح بخارى : ج 9 از كتاب الفتن ؛ مسند احمد : 2 / 324 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 9 / 219 .